على ربانى گلپايگانى
194
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
شىء نخست از تمام جهات مساوى هستند ( و دو چيز كه از هرجهت با يك چيز مساوى باشند خود آن دو هم با يكديگر مساوى خواهند بود ) . و وجه محال بودن لازم ( ايجاد مماثل معدوم ابتداء ) اين است كه ( در اين صورت اجتماع مثلين لازم مىآيد و ) لازمهء اجتماع مثلين در وجود ، عدم تميز ميان آن دو شيىء است ، و عدم تميز ميان دو شيىء به معنى واحد بودن كثير از آن نظر كه كثير است مىباشد . ( زيرا فرض اين است كه دو شيىء وجود دارد ، پس دوئيت محفوظ است و از طرفى هيچگونه امتيازى ميان آن دو نيست و اين با دوئيت سازگار نيست ، پس آنچه فرض كردهايم كه دو شيىء است ، بايد يك شيىء باشد ) و اين محال است ( زيرا اجتماع نقيضين است ) . 3 - دليل ديگر اينكه ، اعادهء معدوم موجب مىگردد كه معاد عين مبتداء باشد و اين محال است ، زيرا مستلزم انقلاب ( حيثيت اعاده به حيثيت ابتداء ) يا مستلزم خلف ( رفع يد از مبتداء بودن شيىء و معاد دانستن آن ) است . بيان ملازمه ( ميان اعاده معدوم و عينيت معاد و مبتداء ) اين است كه ، اعادهء عين معدوم مستلزم اين است كه معاد ، از نظر ذات و همهء خصوصياتى كه موجب تشخص آن مىگردند ، و حتى از نظر زمان ، عين مبتداء باشد ، بنابراين معاد عين مبتداء است و اين يا انقلاب ( در حيثيت ذات ) است و يا خلف ( فرض و هردو باطل است ) . 4 - دليل ديگر اينكه ، اگر اعاده معدوم جائز باشد ، شماره عدد عودها به حد معينى نمىرسد كه در آن متوقف گردد ، زيرا هيچ فرقى ميان عود اول و دوّم و عودهاى ديگر تا بىنهايت نيست ، همانگونه كه فرقى ميان معاد و مبتداء وجود ندارد ، و حال آنكه تعين عدد از لوازم وجود شيىء متشخص « 1 » ( در خارج ) است .
--> ( 1 ) و مرجّحى براى برخى از اين شمارههاى عدد وجود ندارد . حاصل كلام اينكه در تحقق يافتن و موجود شدن چيزى تشخص ، امرى است اجتنابناپذير ، زيرا شيىء تا متشخص نگردد ، موجو نمىشود ، با آنكه مرجحى براى تعين عدد خاصى از اعادهها وجود ندارد . ( علامه طباطبائى « قده » )